جلال الدين السيوطي ( مترجم : قزوينى )

20

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى )

ايمان ، و انكار آن كفر است . و نيز از ربيعة بن عبد الرّحمن آورده كه سؤال شد از فرمودهء خداى تعالى : ( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ) پس جواب داد : ايمان به آن غير مجهول ، و چگونگيش غير معقول است ، و از خداوند فرستادن ، و بر رسول رسانيدن به طور روشن ، و بر ما تصديق مىباشد . و نيز از مالك آورده كه سؤال شد از آيهء يادشده پس جواب داد : چگونگى آن غير معقول ، و استواء غير مجهول ، و ايمان به آن واجب ، و سؤال از آن بدعت است . و بيهقى از او آورده كه گفت : « خداوند همان گونه است كه خودش را وصف فرموده ، و نبايد گفت : چگونه و چگونه است » اين خبر مرفوع است . و لالكائى از محمد بن الحسن آورده كه گفت : تمام علما از مشرق تا مغرب بر ايمان به صفات بدون تفسير و تشبيه اتفاق دارند . و ترمذى در بيان حديث رؤيت گويد : در اين باره نظر پيشوايان از اهل علم از قبيل سفيان ثورى ، مالك ، ابن المبارك ، ابن عيينه ، و وكيع و ديگران اينكه گفته‌اند : « اين احاديث را همان‌طوركه آمده‌اند روايت مىكنيم ، و به آنها ايمان داريم ، و گفته نمىشود : چگونه است ، و تفسير نمىكنيم و به پندار نمىگراييم » . و گروهى از اهل سنّت بر آن شده‌اند كه آنها را موافق آنچه به جلال خداى تعالى سزاوار است تأويل مىبريم ؛ و اين مذهب پيشينيان است . امام الحرمين نيز همين رأى را پذيرفته بود ، سپس از آن برگشت و در رسالهء نظاميه گفته : آنچه به عنوان دين مىپسنديديم ، و با آن خود را به دين خداوند بسته‌ايم : پيروى از پيشينيان امّت است كه متعرض معانى اين احاديث نشده‌اند . و ابن الصّلاح گويد : بر اين شيوه بزرگان و سادات امّت گذشته‌اند ، و همين را پيشوايان و زعماى فقه اختيار نموده‌اند ، و رهبران حديث و سران آن به همين طريقه دعوت داشته‌اند ، و هيچ‌يك از متكلمين هم‌كيش ما از آن روى برنتافته و آن را انكار نكرده است . و ابن برهان شيوهء تأويل را برگزيده ، وى گفته : اختلاف بين دو گروه از اينجا سرچشمه مىگيرد كه : آيا در قرآن چيزى هست كه معنى آن را نتوانيم فهميد ؟ يا نه ، بلكه تنها راسخين در علم آن را مىشناسند ؟ و ابن دقيق العيد راه ميانه‌اى گرفته و گفته : اگر تأويل به زبان عرب نزديك